امروزه دانش و فناوری، نقش اساسی در توسعه اقتصادی کشورها در سطح جهان دارد و دانش بنیان بودن محدود و محصور به حوزه فناوری و آی تی نیست و سیاستگزاران کشورها به خوبی می دانند ناگزیرند برای کسب بهره وری و ثروت بیشتر در هر زمینه ای دست یاری به سوی علم و دانش در قالب داده و اطلاعات و تحلیل آنها دراز کنند.
نگارنده معتقد است پارک های علم و فناوری که ذیل مراکز دانشگاهی تعریف می شوند پایگاه اصلی تولید دانش هستند که مهمترین و بزرگترین آورده آنها را می توان در چهار محور (توسعه بخش خصوصی – کوچک شدن بدنه دولت و برون سپاری بخش زیرساختی امورات – اشتغال زایی گسترده بین فارغ التحصیلان دانشگاه ها – تقویت پیوند و ارتباط بین آموزش عالی و بازار کار) دسته بندی کرد.
اما باید گفت حوزه دانش بنیان نیز مانند بسیاری از سایر حوزه ها با موانع و چالش هایی روبروست که مهمترین آن توجه به توسعه کمی در مقابل توسعه کیفی است. یعنی دولت بجای اینکه امکانات و سرمایه خود را در اختیار توسعه و گسترش ایده های این شرکت ها بگذارد و از آنها حمایت کند بدنبال افزایش تعداد شرکت ها دانش بنیان است تا آمار کمّی بالا رود. سوال اینجاست کدام عقل سلیمی حکم کرده شرکت های دانش بنیان روز به روز بر تعدادشان افزوده شود بدون اینکه حمایتی از آنان صورت بگیرد؟ این شرکت ها برای رشد کیفی و تولید علم و دانش ایده به منابع و حمایت های دولتی نیاز دارند و اکثرا منابع داخلی شان کفاف هزینه های شان را نمی دهد.
(الف . ک) یکی از مدیران شرکت های دانش بنیان آذربایجان غربی می گوید: اصول همکاری شرکت های دانش بنیان می گوید حاکمیت باید پروژه های خود را هم برای حمایت از شرکت های دانش بنیان و هم برای کاستن از بار مسئولیت خود در قالب برون سپاری به شرکت های دانش بنیان بدهند ولی عملا قدم های مثبتی در این خصوص برداشته نمی شود.
وی با گلایه از مسئولان استانی، معتقد است: شرکت های دانش بنیان در تهران و پایتخت ارج و قرب بیشتری نسبت به شهرستانی ها دارند و فضا در تهران برای فعالیت این شرکت ها هرچند ایده آل نیست اما شرایط حداقلی فراهم است. وزارتخانه و شرکت های دولتی مادر در تهران قرار دارند و کار و پروژه های خود را در قالب برون سپاری به شرکت های دانش بنیان برای تولید ایده و خط دهی می سپارند اما در شهرستان و نهادها، سازمان ها و ارگان های متناظر آنها در استان ها و شهرستان ها هیچ قدمی در این راستا برداشته نمی شود و شرکت های دانش بنیان مهجور و مظلوم واقع شده اند.
اهمیت مقوله دانش و توجه به آن به قدری بالاست که مقام معظم رهبری سال ۱۴۰۱ را سال “تولید، دانش بنیان و اشتغال آفرین” نامگذاری کرده و در سخنرانی سال جدید و دیدارهای متعدد خود با مسئولان و کارگزاران نظام بر آن تاکید کردند. حتی در سخنرانی اول فروردین خود فرمودند: “حرف امروز من این است که برای رشد اقتصاد کشور و اصلاح امور اقتصادی کشور، به طور قاطع باید به سمت اقتصاد دانشبنیان حرکت بکنیم؛ اقتصاد دانشبنیان» یعنی چه؟ یعنی اینکه دانش و فناوری پیشرفته نقشآفرینیِ فراوان و کاملی داشته باشد در همه عرصههای تولید. اگر ما این سیاست را دنبال کردیم و دانش را پایه و زمینهی اقتصاد کشور قرار دادیم و بنگاههای اقتصاد دانشبنیان را افزایش دادیم منافع زیادی برای کشور و برای اقتصاد کشور خواهد داشت: هزینهها را کاهش میدهد؛ بهرهوری را افزایش میدهد؛ کیفیت محصول را افزایش میدهد، محصولات را رقابتپذیر میکند؛ یعنی در بازارهای جهانی، ما میتوانیم از این محصولات به عنوان محصولات رقابتپذیر استفاده کنیم.”
حال سوال این است چه کسی باید برای توسعه زنجیره علم و بالفعل شدن و به عرصه رسیدن آن ها تلاش کند؟ مسئولین، مردم یا …؟
گزارش از مرتضی حیدری مرنگلو


ثبت دیدگاه